خرید بک لینک

نتیجه تصویری برای عکس نوشته ذکر پنجشنبه ویسگون

حق آنکه بزرگتر است این است که او را به خاطر سنش احترام کنی و او را به خاطر اینکه برتو در مسلمانی پیشی داشته است، بزرگ شماری

امام سجاد (ع)

نوبرانه بودن را یاد بگیر.

دوستی می گفت : یخچال خانه ی ما را که باز کنی اگر خالی از هرچیزی هم که باشد محال ممکن است که سیب در آن پیدا نکنی! انگار محکوممان کردند به سیب خوردن! یا رسم است هر روز سیب بخوریم! هرچند تنها مادرم پایبند این رسم عجیب است چون اعتقاد دارد سیب برای پوست مفید است . البته کاربرد دیگر سیب هم در خانه مان اینست که یک نفر عطسه کند و مادرم شروع کند هرروز یک سیب آب پز به خوردش بدهد تا یک وقت سرما نخورد.امروز هم کیسه ی دو کیلویی سیب روی کابینت مثل پتک روی سرم فرود آمد و شکایت کردم:"ای بابا.. بازم سیب خریدی که مامان.این همه میوه ی خوب!" بعد یک هو به نظرم سیب ها مظلوم آمدند. چرا این حرف را زدم آن ها که کاری به من نداشتند آرام و ساکت توی کیسه شان نشسته بودند!.. حتی آنقدر دلم برای سیب ها سوخت که یکی را برداشتم خوردم تا فکر نکنند میوه بدی هستند یا خیلی ازشان بدم می آید! آخر اصلا" تقصیر سیب ها نبود. اگر سیب ها هم مثله گوجه سبز میوه نوبرانه بودند و مارا منتظر می گذاشتند شاید حالا کمی بیشتر مورد توجه قرار می گرفتند. و ما بی صبرانه منتظر رسیدن فصل سیب می ماندیم و بعد آن را با ذوق چندین برابر قیمت حالا می خریدیم. و چقدر هم راضی و خوشحال بودیم!

برای همین هم به نظرم بعضی آدم ها شبیه سیب هستند. همیشه درکنارمان می مانند و در هر شرایط کمکمان می کنند. کافیست اراده کنیم تا پیشمان باشند. با اشاره ای ، با پیامکی حاضرند برای هر نوع ایثار و خدمت رسانی ، وجودشان پر از خاصیت بی منت همراه با عشق است و هزار بلا و مصیبت را علیرغم هر مصیبتی که بر سرشان آوردیم از جانمان دور می کنند. اما مثل همان سیب به چشم نمی آیند. قدرشان را نمی دانیم حالا در عوض قدر آن آدم هایی را می دانیم که هر از گاه در جایی و برخوردی و سفری و کاری ، پیشنهاد پیرعابد نمایی برزندگیمان وارد می شوند و می روند. مثل توت فرنگی. هیچ خاصیتی هم ندارند. مزه هایشان هم آبکی شده و طعمی ندارند. بعد آن سیب کیلو هزارتومنی باوفا و پرخاصیت را می فروشیم به آن توت فرنگی بی خاصیت آبکی که هیچ وقت نیست و تازه با قیمت کیلو نه هزارتومان برایش سرو دست هم می شکنیم! حیف که سیب را هر کار کنی سیب است و یاد نمی گیرد نوبرانه بودن را.کم بودن را.گران و دست نیافتنی بودن را. بد و بی خاصیت بودن را و همیشه خوب نبودن را! وای که بعضی آدم ها همان سیب هستند. و سیب را جان به جانش هم کنی سیب است! آدم های نوبرانه هم هرکار که کنند باز برای دیگران عزیز هستند. اصلا"آدم ها عادت دارند هرچیز که زیاد نباشد و خرجش کرده باشند را دوست داشته باشند و هراس از دست دادنش را داشته باشند . یک میوه هم حتی اگر در همه فصل ها باشدحالشان را بهم می زند. چه برسد به آدمش! آدمها اگر هروقت دلشان خواست و نیازت داشتند دست دراز کنند و تو باشی از چشمشان خواهی افتاد. باید برای این که کنارشان باشی قیمت سنگینی پرداخت کنند تا قدرت را بدانند باید ماندنی نباشی تا پرستیده شوی. یک راز مهم درباره انسان ها را به تو بگویم؟ آدم ها اصلا" جنبه محبت زیادی.. ماندن زیادی.. عشق زیادی .. و هرچیز زیادی دیگر را ندارند. توهم بزرگی و کسی بودن به سرشان می زند و تو را حقیر دیده و در شأن خود نمی بینند که هم پایت شوند . هیچ وقت در زندگی مثل سیب در دسترس نباش.

نوبرانه بودن را یاد بگیر.

برچسب: نویسنده: پرهام کاشانی تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 0:11

صفحه بندی