مشاوره و مهارت زندگی ، مذهبی : زن عابده و درس حکمت

خرید بک لینک

AKSGIF.IR- rasool akram mohammad gifتصاویر متحرک حضرت محمد (ص)

زن عابده و درس حکمت

دختر چون داخل شد در چپ و راست نظری کرده و در

گوشه ی صومعه ابریقی دید ، و بوریائی ، و وضو ساخت ،

و دو رکعت نماز بجا آورد ، و در آن خانه به تماشا مشغول

شده ، و ناگاه دید در اطاقی دیگر فرش و اثاث البیت بسیار

آماده است ، در نزد زاهد آمده و بنشست و گفت :

این خانه به خانه ی اهل دنیا می ماند، من تو را از اهل

توکل و توسل شنیده بودم ، با این همه اسباب دنیا چگونه

آخرت توان یافت ، چنان چه در حدیث است که

« حب الدنیا رأس کل خطیئه »

با این همه اسباب دنیا چگونه ادعای درویشی می کنی ؟

چون زاهد از دختر اینگونه سخنان شنید گفت:

سبحان الله ؛ من از طایفه ی زنان این گمان نداشتم که تا

این غایت حفظ دین و ایمان کنند ؛

پس پرسید : ای دختر ! به خانه ی شوهر که آمده ای

چه جهاز آورده ای ؟

دختر گفت : تن صابر و دل شاکر و زبان ذاکر و خاطر باهر

زاهد را این کلمات او پسند آمد .

پس پرسید که ای دختر آیا هیچ کسب و هنری داری؟

جواب داد: آری . باغبانی و برزگری می دانم.

زاهد گفت: باغبانی و برزگری را آلتی و مصالحی ضروری

استو با تو چیزی نیست .

گفت : من تن خود را گاو می کنم

و دل خود را زمین می سازم

و تخم عمل و معرفت در آن می کارم

و از چشمه دیده آب می دهم

تا حال امید به بار آید

و بعد از آن حاصل را به دامن رضا می دروم

و در صحرای توکل خرمن می سازم

و در خانه رحمت ذخیره می کنم

و مهر خاموشی بر آن می زنم

و به امید وعده ی آن می نشینم

تا سلطان عادل و عدل وانصاف عمل حاصل خواهد ، بدهم ،

و من هم اجرت عمل خود را گرفته می برم .

چون این تقریر بشنید ، او را حالتی دست داد که از هوش

برفت ، و بعد از ساعتی چون به هوش آمد ، خوش بر آورد ،

و گفت : ای دختر ، بعد از هفتاد سال ، برزگری آموختم ،

باغبانی چگونه می کنی ؟ مرا بیاموز .

دختر گفت : در دل هر بنده مؤمن ده بوستان است؛

1- بوستان توحید

2- بوستان علم

3- بوستان حلم

4- بوستان اخلاص

5- بوستان تواضع

6- بوستان سخا

7- بوستان قسمت

8- بوستان رضا

9- بوستان توکل

10- بوستان امید

پس چون صبح شود بر می خیزم ، و شکر الهی می کنم ،

و بعد از عبادت در یک یک از این بوستان ها گذر می کنم

و هر جا که خوار و خسی پیدا می کنم ، او را کنده ، به دور

می اندازم ، تا حاصلش زیاد شود ، و نفعش کلی گردد .

چون زاهد این سخنان را از دختر شنید ، برخاست و ناله

بر آورد و بر سر زده و گفت :

آه آه ، هفتاد سال از عمر من گذشت ، ویکی از این

بوستان هارا تعمیر نکردم ، پس شروع کرد چون بید بر خود

لرزیدن ، دختر پیش آمد و گفت :

این همه بی تابی از چیست ؟ و این چه حالت است ؟

زاهد گفت ، ای زوجه نیکو کردار ، و ای انیس وفادار ،

من رنجور و به درد معصیت گرفتارم ،

می توانی مرا معالجه کنی ؟

دختر گفت : علاج توآسان است غم مخور،

باد رنج صبر و برگ فخر و بلیّه ی خضوع ،

و هلیله ی خشوع و ریشه تواضع را در هاون توبه بکوب ،

و به سنگ توفیق بسای

و در دیگ تقوا بینداز

و به آب خوف بیامیز

و به آتش اخلاص بجوشان

و در کفگیر ذکر برهم زن

تا کف حکمت آورد ، آنگاه به کتان جهد صاف کن

و به شِکر شُکر شیرین نما

و به کفچه ی استغفار برآور

و درکاسه ی شرمساری بریز و هر روز از بهر شفا بنوش ،

تا از بیماری معصیت شفا یابی

چون زاهد این گونه حکمت از آن دختر شنید ، زار بگریست ،

و گفت : واویلا ، امروز یک مرد آگاه در این عرصه گاه ندیدم ،

اما به زن آگاه در این درگاه رسیدم

تا این زن را ندیده بودم ، و کلمات نشنیده بودم

و به دانایی و زهد خود می نازیدم ،

الحال معلومم شد که هیچ نبوده ام .

پس گفت : ای دختر !

در این صغر سن این علم و دانش که داری ، از که آموختی ؟

گفت : از پدر و مادرم فرا گرفتم.

رحمت خدا بر چنین پدر و مادری

آیا در این عصر هم چنین پدر و مادری یافت می شود ؟!

حسنیه امام حسن مجتبی علیه السلام...

ما را در سایت حسنیه امام حسن مجتبی علیه السلام دنبال می‌کنید

برچسب: مشاوره و مهارت های زندگی,مشاوره مهارتهای زندگی,مشاوره و آموزش مهارت های زندگی, نویسنده: بازدید: 209 تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 3:05

صفحه بندی