
كشتي سگ و شير سگی نزد شیر آمد و گفت: بامن کشتی بگیر! شیر سر باز زد و نپذیرفت. سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت که شیر از مقابله با من می هراسد!! شیر گفت: سرزنش سگان راخوش تر دارم از این که شیران مرا شماتت کنند که با سگی کشتی گرفته ام...! حال حكايت عدم درگيري و جواب دادن به عده اي نادان از سر حياء را كه به حساب ضعف يا عدم توانايي در جواب دادنت مي دانند مانند همين شير است. بگذار شماتت كنند كه جوابي نداشت و يا ناتوان بود بهتر از اين است كه با عده اي جاهل كه خود را علامه دهر دانسته و تقسيم كننده بهشت و دوزخ مي دانند درگير نمايي ... ...
ادامه مطلب
زندگي باور مي خواهد آن هم از جنس اميد... که اگر سختيِ راه، به تو يک سيلي زد... يک اميد از ته قلب به تو گويد... که خدا هست هنوز...! ...
ادامه مطلب